یهو یه جمله هم از دهنم دراومد که من اگه بودم اینارو برنامه ریزی میکردم قسط هارو تموم میکردم .
همین جمله شد که امروز 96/2/28 اومد خونه تمام حقوقشو داد بهم، گفت بیا اینم حقوقم ببینم پسرم چه گلی برسرمون میزنه :|
اولش ترسیدم چون خیلی سال قبل همینجوری به مامانم داد پولو ولی نتونست جمع کنه آخرشم داد به خودش ، ولی من بخاطر اینکه دوتا کتاب درباره برنامه ریزی درآمد خوندم این وظیفه رو به عهده گرفتم و فکر هم میکنم که میتونم حلش کنم :) یاخدا خخخ
اولین کاری که کردم این بود که کل حقوق های دریافتی و کل قسط های ماه و کل هزینه هایی که در روز باید خرج بشه رو درآوردم ، بعد تنها مشکلی که داخلش بود یه چک مبل بود که برای 2/30 بود، مبلغ چک هم 1.500.000 بود( مبل 3.500.000 بود 2تومن نقد دادیم بقیش چک )
کل قسط ها هم 1.085.000 تو هر ماه، البته تو این قسط ها قرعه کشی هم هست .
همچی اوکی شد فعلا فعلا 300 هزار مونده برام که برای مسافرتو مشکل گذاشتم کنار ببینم چی میشه
مشکل چک 1.500 هم گفتم بابا تو اینو بده ( چون میدونم داره با برنج هم کار میکنه تا خونه رو بسازه من با اون کار ندارم ) من تیر ماه اینو میدم بهت چون اون نمیدونه که یه قرعه کشی خرداد برای ما در میاد :))) پول اونو میدم بهش
اگه بتونم از عهده این هزینه ها بر بیام پس موقع زن گرفتنمه 

برچسب:
نویسنده: رها حسینپور